قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  08:25 صبح ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
تعداد بازدید  :  607
Print
   
مصاحبه با « حسین غفاری » از نویسندگان پرتلاش ادبیات دفاع مقدس در آذربایجان غربی

درکل سالیانی که مشغول تولید و انتشار آثار ادبی در حوزه دفاع مقدس بودم به این نتیجه رسیدم که اگر مردم از تولید و انتشار آثار این حوزه اطلاع داشته باشند دوست دارند که آن را مطالعه کنند

بسمه تعالی

«حسین غفاری » یکی از نویسندگان مطرح و پرتلاش حوزه ادبیات دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است که سالهاست در این خصوص فعالیت داشته و کتاب‌های بسیاری را با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در استان آذربایجان غربی چاپ و منتشر کرده است.

 غفاری متولد سال ۱۳۴۵ شمسی در روستای « قره گوز»  شهرستان ارومیه و از کارکنان آموزش و پرورش این شهرستان است که اخیراً به افتخار بازنشستگی نایل شده و وقت بیشتری را برای تحقیق و کنکاش ،همچنین تولید  وانتشار کتاب در حوزه ادبیات پایداری استان آذربایجان غربی را پیدا کرده است.

 حسین غفاری را بیشتر علاقه مندان به مطالعه کتاب‌های حوزه دفاع مقدس به خوبی می شناسند و اکثر رزمندگان بومی آذربایجان غربی با آثار وی آشنا می باشند ، با این وجود روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان غربی در راستای معرفی بیشتر این چهره سرشناس حوزه ادبیات دفاع مقدس استان مصاحبه ای را به شرح زیر با وی ترتیب داده است که با اهداف ،تفکرات ، آثار و انتظارات این نویسنده پیشکسوت بیشتر آشنا شویم.

 

جناب آقای« حسین غفاری » ضمن عرض سلام ، خواهشمند است به سوالات زیر پاسخ دهید.

 

از چه سالی فعالیت های خود را در حوزه ادبیات پایداری آغاز کردید و چه اهدافی را دنبال می کنید؟

 با نام و یاد خدا

در سال 1361به جبهه های جنوب و عملیات «مسلم بن عقیل »اعزام شدم و تا پایان سال ۱۳۶۷ با توجه به سهمیه های حضور خود در جبهه، در مناطق مختلف عملیاتی حاضر بودم که این مسئله خاطرات و تصاویر زیادی از رزمندگان در عملیات های گوناگون  را در ذهن من باقی گذاشته بود و بعدها زمانی که در اصفهان بودم و یک کار پژوهشی را در دست داشتم  در حواشی آن هم به خاطراتی از دوران دفاع مقدس اشاره هایی را کردم .

در سال ۱۳۷۱ صاحب اولین فرزندم ،آقامحسن شدم .برای  وی مرتب قصه‌گویی می کردم و گاهی اوقات هم برای او خاطرات جبهه را در قالب داستان  زمزمه می کردم که  این عوامل باعث شد تا کم کم به خودم بگویم  که بهتر است این خاطرات را برای استفاده سایر فرزندانم و همچنین نسل‌های آینده جامعه نوشته و آنها را منتشر کنم.

 

 نخستین کتابی را که در این خصوص منتشر کردید کدام کتاب بود؟

 نخستین کتاب « مشک و بیدمشک » ، با مجموعه ای از داستان های  دفاع مقدس بود که آنرا در اصفهان نوشتم و بعد طی سال ۱۳۷۷ شمسی در ارومیه آنرا منتشر ش کردم.

در آن موقع با توجه به علاقه خودم و سفارش بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی در خصوص گردآوری و انتشار خاطرات شهدا و جانبازان به صورت رسمی این کار را از سال ۱۳۸۰ شروع کردم تا خاطرات آن دوران به عنوان گنجینه های بزرگ تاریخ ایران برای نسل های آینده هم باقی بماند و مردم بدانند که در گذشته ، ایران اسلامی چه تاریخی را پشت سر گذاشته است.

 

 تاکنون چند کتاب را منتشر کرده اید؟

 تا به امروز ۳۳ عنوان کتاب  را تولید و منتشر کرده ام که بخش عمده آن در حوزه « دفاع مقدس» است . همچنین چند اثر هم در خصوص وقایع سالهای نخستین پیروزی  انقلاب اسلامی در ارومیه و تاریخ این دیار دارم که بخشی از آن در قالب «سرگذشت پژوهی » است. چون لازم بود تا وقت دارم زندگی برخی از شهدای شاخص استان را نوشته و برخی را هم مانند کتاب « آسمان به گوش»  که خاطرات « شهید کاملی»  است ، به صورت داستانی ، بر مبنای حقیقت که ارزش ادبی دارند منتشر کنم.

 بعضی از کتابها مانند شهدا و رزمندگان « پایگاه ثارالله » ارومیه در قالب عکس و برخی دیگر پژوهشی هستند . تعدادی هم مانند « براده های  خورشید» که تاریخ شفاهی « گردان جندالله ارومیه» در دوران جنگ را در بر می‌گیرد و به شخص خاصی اختصاص ندارد .

 در آن تاریخ برخی از عملیات‌های « گردان جندالله» در منطقه( ۶۰ عملیات) را با استفاده از اسناد و مکاتبات آرشیوی و خاطرات برخی از رزمندگان آن دوره ، در حوزه فعالیت این گردان عملیلاتی ، از داخل شهر ارومیه تا اطراف شهر ، حتی مناطق برون مرزی را  در آن گردآوری و منتشر کرده ام که کار برجسته ای بود . در این کتاب نام ۳۶۰ روستای ارومیه و اسامی بیش از ۸۰۰ نفر از رزمندگان جندالله و 120 شهید این گردان با ذکر مطالب مرتبط با آنها ثبت شده است که جلوه خاصی را به این اثر داده است .

 

مخاطبین آثار شما کدام قشر از جامعه هستند؟ آیا مردم از این کتاب ها استقبال می کنند؟

 واقعیتش این است که بند زیاد در جریان توزیع این کتاب‌ها نبوده ام ، ولی با توجه به مشکلات موجود در عرضه  کتابها و نبود سیستم مناسب در پروسه تولید کتاب تا استفاده مخاطب در ایران و به خصوص آذربایجان غربی بیشتراین آثار توسط ادارات در برنامه‌های مختلف فرهنگی در قالب بسته های فرهنگی به مخاطبان عرضه شده است .

 یادم است بعضی از این کتاب ها مانند « نسل خورشید» که آن زمان در قطع جیبی توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران استان تهیه شده بود، طی یک ماه 3000 نسخه از این کتاب به دست مخاطبان رسید و عرضه شد.

 تعدادی از این کتاب ها را هم به صورت« الکترونیکی» در فضای مجازی منتشر کردند که مخاطبان خوبی داشتند . درکل سالیانی که مشغول تولید و انتشار آثار ادبی در حوزه دفاع مقدس بودم به این نتیجه رسیدم که اگر مردم از تولید و انتشار آثار این حوزه اطلاع داشته باشند دوست دارند که آن را مطالعه کنند.

 

 در حال حاضر مهمترین مشکلات تولید و انتشار آثار ادبی در حوزه ادبیات پایداری کدام ها هستند؟

 سالهاست که از دوران دفاع مقدس و زمان جنگ تحمیلی گذشته است و در این ۳۱ سال بسیاری از افراد تاثیر گذار که خاطرات خوب و مستندی را در ذهن داشتند « مرحوم » شده اند و لازم است که در اسرع وقت نسبت به گردآوری این مطالب اقدام نموده و بعد از آن « قالب انتشار» آن را هم مشخص کرد که متاسفانه در« ثبت خاطرات»  این عزیزان کارهای زیادی صورت نگرفته و تقریباً « آرشیو ما خالی»  است.

 مشکل بزرگ دیگری که در این مسئله با آن مواجه هستیم «عدم عرضه صحیح  » آثار  این حوزه است که نتیجه آن این است که شهیدان و افراد تاثیر گذار دوران دفاع مقدس در کشور و استان ما اغلب ناشناس باقی مانده اند که « رسانه های جمعی از جمله صدا و سیما و سایت‌های اینترنتی » در فضای مجازی نیز باید در این خصوص اقدام لازم را انجام دهند.

 

« ادبیات پایداری»  از رسالت‌های اصلی حوزه هنری آذربایجان غربی است. آیا از عملکرد حوزه هنری استان در این خصوص راضی هستید؟

 در طول سال‌های فعالیت خود در حوزه ادبیات پایداری چندین بار با حوزه هنری آذربایجان غربی در موضوعی خاص همکاری داشته ام که سایر دستگاه ها کمتر به آن پرداخته بودند که در این خصوص موضوع «انقلاب اسلامی » واتفاقاتی که در دوران پیروزی انقلاب اسلامی در ارومیه و اطراف آن شکل گرفته بودند از مهمترین آنها است.

در سال های گذشته انتشار کتاب خاطرات زندانیان سیاسی ارومیه در دو جلد با عنوان « تا رهایی»  و خاطرات« مهدی یوسف زاده » و همچنین کتاب «عکس ها و خاطره ها » را در حوزه دفاع مقدس با حوزه هنری آذربایجان غربی کار کردم و در کنار آنها برخی از کارهای جنبی مانند« یاد یاران » بود که اثرات بسیار خوبی را هم  داشت.

 البته به نظرمی‌رسد اخیراً این برنامه‌ها در حوزه هنری استان مقداری کمرنگ‌تر شده است و لازم است که برنامه‌های حوزه هنری آذربایجان غربی بیشتر از اینها باشد ، چون حوزه هنری با توجه به رسالتهای اصلی خودش و اهدافی را که به دنبالش است این پروسه را باید به مقصد برساند و آن را کامل اجرا نماید.

 شما به عنوان یک نویسنده پرتلاش عرصه« ادبیات پایداری» چه انتظاراتی را از مسئولان فرهنگی استان دارید؟

انتظارات زیاد است، اما مهمتر از همه ثبت  صحیح وقایع ، نگهداری و آرشیو استاندارد اسناد ، در کنار آماده کردن بسترهای لازم جهت کنکاش در گذشته و شناسایی افراد تاثیر گذار و حمایت از آنها با مساعدت دستگاه‌ها و ادارات مسئول و حمایت از تولید و انتشار آثار و ارتباط با مخاطبان از انتظارات بنده در این موضوع می باشند.

 

 به نظر شما «ادبیات پایداری»  در آذربایجان‌غربی صرفاً وقایع بعد از سالهای پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ شمسی ) را شامل می شوند؟

قطعاً خیر، چون مفهوم پایداری در قید و بند تاریخ نیست و هر اتفاق یا واقعه ای که در راستای حفظ و صیانت از ایران عزیزمان بوده است در حوزه ادبیات پایداری جای دارد ،که مصداق بارز آن حضور «سردار سلامی» فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در کنار مزار سرباز ایرانی که در جریان جنگ جهانی دوم و اشغال بخشی از ایران توسط « قوای روس» در آن زمان به شهادت رسیده بود ایستاد و ادای احترام کرد.

این نشان می‌دهد هر کس که در راستای حفظ سرزمین ایران و صیانت از ناموس  مملکت جانش را فدا کرده «شهید» است و آذربایجان غربی هم که مملو از این وقایع و اتفاقات بسیار مهم و تاثیرگذار است ، باید برای ثبت و حفظ آن برای آیندگان اقدامات لازم صورت گیرد.

 آذربایجان غربی در یکصد سال گذشته مخزن اتفاقاتی بسیار مهم تاریخی  مانند « فرقه دموکرات » ،«قتل عام مسلمانان توسط ارامنه» ( جیلوها) و ... است که اوج آن در دوران پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است .آن موقع هنوز زمانی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز نشده بود استان آذربایجان غربی درگیر جنگ های ویرانگر با احزاب منحله « دمکرات ، کومله و ضد انقلاب » بود و ما شهدای بسیاری را آن زمان تقدیم انقلاب و ایران کردیم ، حتی امروز هم ما شاهد درگیری ها و شهادت مرزبانان نیروی انتظامی  در نوار مرزی هستیم که همه این مسائل اصولا باید ثبت و منتشر شوند.

 ادبیات پایداری در کشور تاکنون و بیشتر در حوزه «نیروهای بسیجی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است ، به نظر شما آیا در این خصوص به سایر نیروهای نظامی درگیر جنگ ( ارتش و ژاندارمری) کم توجهی نشده است؟

 بانظر شما « تا حدودی موافقم» و بایستی توزیع تولیدات حوزه ادبیات پایداری در میان تمام نیروهای ایرانی درگیر در جنگ تحمیلی عادلانه تر از این بود . این مسئله را هم باید یادآور شوم که نخستین نیروهایی که در آغاز جنگ تحمیلی با عراقی‌ها و ضد انقلاب  درگیر شدن همان نیروهای جان برکف « ارتش جمهوری اسلامی ایران » و پاسگاه های مرزی « ژاندارمری » در نقاط  صفرمرزی بودند ، ولی این مسئله را هم در نظر داشته باشیم که بخش اعظم نیروهای درگیر در جنگ تحمیلی را همان نیروهای مردمی یا « بسیجی »که با فرمان امام خمینی (ره) عازم  جبهه‌ها شده بودند و با وجود کمبود امکانات عاشقانه برای حفظ ایران و نظام جمهوری اسلامی جنگیدن تشکیل می دادند که تولید بیشتر کتابها در این حوزه برای این نیروها دور از انتظار نیست .

 از طرفی در سال‌های اخیر شاهد انتشار آثار بسیار خوبی توسط بنیاد شهید ، ارتش و نیروی انتظامی در راستای معرفی شهدا و عملیات ها و مجاهدت های این نیروها در دوران جنگ بودیم که بنده در تحقیقات اخیر خود از چهار جلد کتاب با موضوع وقایع و اتفاقات پاسگاه‌های مرزی نیروی انتظامی که در آن دوره همان « ژاندارمری»  بود و توسط نیروی انتظامی استان چاپ و منتشر شده است بهره مند شدم که خیلی با ارزش بود.

همچنین کتاب تاریخ معاصر آذربایجان که بیشتر آن مجموعه‌ای از خاطرات نیروهای ارتشی در آذربایجان است نیز چاپ شده است و بسیار ارزشمند است، حتی من خودم در کتاب « براده های خورشید»  در خصوص نیروهای« گردانهای جندالله » که مجموعه ای از نیروهای  ، ارتش ، ژاندارمری و سپاه بود نیزبارها به نیکی یاد کرده ام.

 

 آذربایجان غربی در دوران جنگ تحمیلی شاهد تشکیل نیروی مردمی به نام« جوانمردان » بود آیا در این خصوص  تا کنون کتابی منتشر شده است؟

 «جوانمردان»  گروه‌های مردمی بومی آذربایجان و یکی از موفق ترین و مهم ترین تشکیلات شبه نظامی در منطقه بود که در راستای تامین امنیت منطقه در مقابل احزاب منحله کردستان ( دموکرات و کومله ) که خون بسیاری از مردم را ریختند و بسیاری از خانواده ها را زمانی که ملت ایران درگیر جنگ با رژیم بعثی صدام بود و باید در کنار سایر ایرانیان از سرزمینشان دفاع می کردند داغدار کردند بسیار خوب عمل کردند و شهدای بسیاری را هم در این راه تقدیم انقلاب نمودند.

 در این خصوص کتاب « فرمانده پیشتاز» با موضوع فعالیت های سردار بزرگ « شهید مهدی باکری» در شمال غرب کشورو بزرگترین پاکسازی منطقه از« اشنویه تا پیرانشهر » با حضور نیروهای «جوانمرد و ژاندارمری»  به خوبی بیان شده است .حتی در این کتاب از« پیشمرگان کُرد» منطقه که ضد انقلاب آنها را« جاش » عنوان می‌کردند نیز خاطراتی چاپ و منتشر شده است.

 بنده خودم نیز در بخشی از کتاب تاریخ معاصر آذربایجان از «گردان حزب الله» که با حضور نیروهای «جوانمرد و پیشمرگه»  در آن دوره تشکیل شد ،اسنادی را منتشر کردم و از شهدای این گروه بسیار یاد کرده ام.

 

آقای غفاری اگر به گذشته برگردیم آیا نویسندگی در حوزه ادبیات پایداری را باز هم دوباره انتخاب می کنید؟

حتما این کار را می‌کردم و با توجه به تجربیات خودم که طی این سال‌ها در این حوزه آن‌ها را به دست آوردم بهتر از گذشت این کار را ادامه می دادم .

 

حضور آثار جنابعالی در جشنواره ها به چه صورتی بوده ؟ آیا تاکنون موفق به اخذ مقامی  در این خصوص شده‌اید؟

 کتاب «علمدار » ،خاطرات « شهید علمی نیک»  در دوازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس شایسته تقدیر اعلام شد و از بنده هم تجلیل کردند.

 

 شما چه پیشنهاداتی را جهت استفاده بهتر مردم از تولیدات ادبی حوزه دفاع مقدس دارید؟

 واقعیت این است که اغلب  مردم ،حتی خود رزمندگان دوران جنگ نیز خبری از چاپ و انتشار این کتاب‌ها ندارد  و باید بگویم که درعرضه این کتابها و تبلیغات آنها بسیار کم کاری شده است و تقریبا کار مهمی را انجام نداده ایم.

در ارومیه اگر شخصی علاقه به مطالعه این کتاب ها داشته باشد و جهت خرید این آثار به کتابفروشی‌ها مراجعه کنند کمتر مکانی است که« کتاب‌های دفاع مقدس»  را داشته باشد ، تنها  کتابفروشی خاصی که در ارومیه تا حدودی  خوب عمل کرده است « پاتوق کتاب»  در طبقه پایین حوزه هنری آذربایجان غربی است .

حتی دستگاه های متولی تولید این آثار از جمله سپاه پاسداران ،بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان و ... متاسفانه  کتابفروشی تخصصی در این حوزه ندارند و این بسیار قابل تأمل است .

استان آذربایجان غربی که مرکز بسیاری از تحولات و درگیری های دوران جنگ با ۱۲ هزار شهید و هزاران نفر جانباز و آزاده بوده است باید تاکنون صاحب تخصصی‌ترین مرکز اسناد، تحقیقات، تولید و انتشار آثار دفاع مقدس باشد که با هزاران تاسف وجود ندارد.

 

 آقای غفاری آیا سخن ناگفته ای را در این خصوص دارید؟

 سخنم بیشتر  با متولیان این مسئله است که باید در فکر تاسیس کانونهای تخصصی، پاتوق‌های ویژه با برنامه های متنوع و برنامه ریزی های صحیح و مهندسی فرهنگی باشند تا تاریخ دفاع مقدس در آینده و برای آیندگان باقیمانده در میان تبلیغات حجیم جهانی حذف و هضم نشود.والسلام.

 

 جناب آقای غفاری با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید و در روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان غربی حضور پیدا کردید.

 مصاحبه از: داریوش علیزاده

 تهیه و تنظیم : روابط عمومی حوزه هنری آذربایجان غربی – دی ماه ۱۳۹۸ شمسی

 

 



نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمام حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می‌باشد | نقشه سايت
>